تبلیغات
پرنیانی در ولایت افق - پاداش زیارت امام رضا علیه السلام
پرنیانی در ولایت افق
ماباولایت زنده ایم .لبیک یاخامنه ای .لبیک یاحسین است.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بیاد شهید مفقودالجسد وسوخته والفجر هشت .دریاچه نمک.شهید محمد ایزدی

مدیر وبلاگ : حسن ایزدی
نمایش زمان
نویسندگان
نظرسنجی
سلام,لطفا نظر خودرا درباره قالب,متن ,محتوا,مدیریت وبلاگ,وسایر مرقوم دارید







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
موزیك


پاداش زیارت امام رضا علیه السلام
شهید دستغیب در كتاب داستانهای شگفت‌انگیز ص 149 نقل می‌كند:
حیدر آقا تهرانی گفت:
در چند سال قبل، روزی در رواق مطهر حضرت رضا علیه‌السلام مشرف بودم پیرمردی را - كه از پیری خمیده و موی سر و صورتش سفید شده و ابروهایش بر چشمانش ریخته بود - دیدم؛ حضور قلب و خشوعش مرا متوجه او ساخت.
وقتی كه خواست حركت كند دیدم از حركت كردن عاجز است؛ او را در بلند شدن یاری كردم؛ آدرس منزلش را پرسیدم تا او را به منزلش رسانم؛ گفت:
حجره‌ام در مدرسه‌ی خیرات خان است او را تا منزل همراهی كردم و سخت مورد علاقه‌ام شد؛ به طوری كه همه روزه می‌رفتم و او را در كارهایش یاری می‌كردم نام و محل و حالاتش را پرسیدم.
گفت:
نامم ابراهیم و از اهل عراقم و زبان فارسی را هم خوب می‌دانم؛ ضمن بیان حالاتش گفت:
من از سن جوانی تا حال هر سال برای زیارت قبر حضرت
رضا علیه‌السلام مشرف می‌شوم و مدتی توقف كرده، باز به عراق برمی‌گردم.
در سن جوانی كه هنوز اتومبیل نبود دو مرتبه، پیاده مشرف شده‌ام؛ در مرتبه‌ی اول سه نفر جوان، كه با من هم سن و رفاقت و صداقت ایمانی بین ما بود و سخت به یكدیگر علاقه داشتیم؛ مرا تا یك فرسخی مشایعت كردند و از مفارقت من و این كه نمی‌توانستند با من مشرف شوند، سخت افسرده و نگران بودند؛ هنگام وداع با من گریستند و گفتند:
تو جوانی و سفر اول و پیاده بزحمت می‌روی؛ البته مورد نظر واقع می‌شوی؛ حاجت ما از تو این است كه از طرف ما سه نفر هم سلامی تقدیم امام علیه‌السلام نموده، در آن محل شریف، یادی هم از ما بنما.
پس آنها را وداع نموده، به سمت مشهد حركت كردم. پس از ورود به مشهد مقدس با همان حالت خستگی و ناراحتی به حرم مطهر مشرف شدم، پس از زیارت، در گوشه‌ای از حرم، افتادم و حالت بیخودی و بیخبری به من عارض شد؛ در آن حالت دیدم حضرت رضا علیه‌السلام به دست مباركش رقعه‌های بیشماری بود كه به تمام زوار، از مرد و زن، حتی به بچه‌ها هم رقعه‌ای می‌داد؛ چون به من رسیدند، چهار رقعه به من مرحمت فرمود؛ پرسیدم چه شده است كه به من چهار رقعه دادید؟
فرمود:
یكی از برای خودت و سه تای دیگر برای سه رفیقت؛ عرض كردم این كار، مناسب حضرتت نیست خوب است به دیگری امر فرمایید تا این رقعه‌ها را تقسیم كند.
حضرت فرمود:
این جمعیت همه به امید من آمده‌اند و خودم باید به آنها برسم، پس از آن یكی از رقعه‌ها را گشودم دیدم چهار جمله در آن نوشته شده بود.
«برایه من النار و امان من الحساب و دخول فی الجنه و انا بن رسول الله صلی الله علیه و آله»
«خلاصی از آتش جهنم و ایمنی از حساب و داخل شدن در بهشت منم فرزند رسول خدا صلی الله علیه و اله»

منبع.کتاب  ۵۳ داستان از كرامات حضرت رضا علیه‏السلام 
با توجه به نزدیک بودن ایام ولادت امام رضا علیه السلام 
ختم ۴۰۰۰۰۰۰ صلوات تقدیم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) 

سهم شما ۴ صلوات و ارسال برای ۴ نفر 
لطفا قطع كننده زنجیر نباشیدhttp://telegram.me/joinchat/Be5fEjuo9Iyb-3c_Y5MwnQ

با ارسال مطالب برای دیگران در اجر معنوی سهیم باشیم




نوع مطلب : یاامام رضا.ع.,یاضامن اهو,امام هشتم,، جمعه,سیدالایام,عید مسلمین,باحضرت مهدی,یاصاحب الزمان,دعای ندبه,، احادیث وروایا ت اخلاقی معصومین، گروه دوستان حق پرست، زیارت وتوسل به معصومین، پرنیانی درولایت افق,حسن ایزدی,، اسامی پیامبران,امامان,به تک تک,,,,، 
برچسب ها : زیارت امام رضا.ثواب.پرنیانی در ولایت افق. ولادت،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 تیر 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات